بالاخره یه روز این موبایلو بر میدارم شمارتو میگیرمو بدون سلام بهت میگم
لعنتی هیشكی مثل من دوستت نداشت
بعدم قطع میکنم
![]()
ஜ۩۞۩ஜدختــــر زمــــستانஜ۩۞۩ஜ
دیگــر عشــق را باور نمــی کنم! ایــن واژهـ را بــ ِ لجــن کشیــده ایــد
|
تقصير ما نيست كه بر روي حرف هايمان نمي مانيم
ما بر روي زميني زندگي ميكنيم كه هر روز خودش را دور مي زند
روی دیوار
روی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو
چشــــم می کشم و دهانی که بخندد
به این همه تنهایی و انتـــظار
این خانه بعد از تو فقـــــط دیوار استـــــ
و تکه ذغالی که خطــــ می کشد
نیامدنتـــــــــ را
غمگینــم
عادت ندارم درد دلم را
به همه کس بگویم
پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم
تا همه فکر کنند
نه دردی دارم و نه قلبی
بالاخره یه روز این موبایلو بر میدارم شمارتو میگیرمو بدون سلام بهت میگم
لعنتی هیشكی مثل من دوستت نداشت
بعدم قطع میکنم
![]()
ڪـجایی ؟
یک ڪـلمه نیست
خیلی معنی دارد گاهی
ڪـجایی یعنی چرا سراغم نـمے آیی ؟
چی ڪـار مے ڪـنی ؟
چرا نیستی ؟
בلم تنگ شـבه
בوستت בارم !!!
دلم باران می خواهد
فقط باران
با یک بغض به اندازه تمام دلتنگی هایم
بعد تو هم بنشینی کنار من
و هردو باهم قطره های باران را بشماریم
یک
دو
سه
و بعد اصلا یادمان برود
که همه اینها خیال است
تو
باران
من
اینقدر زمین خورده ام
کــــه
نای ایستادن نیست
با تو زیر بارانم
چتر برای چه؟
خیال که خیس نمیشود
خدایا ….
تو دنــیای ما آدمــا …
یه حالتی هست به نام ” کــم آوردن ” !
…
تو که خــدایی و نمیتونی تجربش کنی ….
خــوش به حــالت … !!!
![]()
خیلی از یخ زدن های ما/از سرما نیست
لحن بعضی ها زمستونیه
گاهی حجم دلتنگیهایم آنقدر زیاد میشود . . .
که دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ میشود . . . !
دلــــــــتـــنــگـــــــ ــــم . . . !
دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد . . . !
دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید . . . ...
دلتنگ خودم . . .
خودی که مدتهاست گم کرده ام . . . ! ...
![]()
دیشَبــــْ خُـدا آهِسـته د َر گُوشــَــــم گُفتْ :
دیگــه بَســــــــــــــــ ــــــــــــــــــهْ ! بارانَـــــــ ـــــمْ از اَشکهایَت
خِجاَلت می کـِـشــَــد ...!!!
خدایا دلگیر نشو از من
ولی...
ته نامردیه دنیات
گاهی حــــرف ها وزن ندارد ...
ریتم ندارد ...
آهنگ ندارد...
اما خوب گوش کن...
درد دارند...
امروز باورم شد که...
تو خسته تر از آن بودی که بفهمی دوست داشتنم را!
از من که گذشت... اما...
هرجا که هستی "خسته نباشی"!
دلم به اندازه تمام روزهای پاییزی؟ گرفته است...
آسمان چشمانم به اندازه تمام ابرهای بهاری؟ بارانی است...
قلبم انگار به اندازه سردترین روزهای زمستانی، یخ زده است...
اما وجودم در کوره داغ تابستانی می سوزد...
چه چهار فصلی است سرزمین دقایق من......!!!!
خدایا...
غـ ـم خوردم به مقدار کافی ...
ممنون...
میل ندارم دیگر...
میشود یک استکان مـ ـرگ برایم بریزی...؟
تو کــِ جایــِ زانوهـام نیسـتی بفهمـی حـالمـو
تو
ایـن روزهـا
نـبـضـم ڪـُـنـد مـي زند
قـلـبـم تـیـر مـیڪشـد
دارم . . .
صـدایـــ ِ خـُرد شـدن ِ احـسـاسـم را
لا بـه لای ِ
چـرخ دنـده هـاىِ زنـدگــــی
مـیــشـنَـوم . . .
میشمـــارم
اشک های ریختـه را...
جای زخم هایم را , تکه های شکسته ی غرورم را....
بغض های فروخورده ام را.....
دوستت دارم ها و عاشقتم گفتن های روی دلم مانده را...
شبهای مردنم را...!
در آخر هم مهم ترین دارایی ام را میشمارم :
دوســــــــت داشــــــتنـت را...!
کاش می شد
بعضیارو دوباره پس داد به مادرشون
بیا مامانش، اینو بگیر دوباره بزرگ کن
این خوب از آب در نیومده ...!!!
بگذار آنچه از دست رفتنیست از دست برود...!!
من آنچه را میخواهم که به رنگ التماس آلوده نباشد...!!
قـَلبَم
بـَرایِ هَمیـشـــه پلمپ شـُد
بــِہ جـــرم ِ دوست داشـتَن هـایِ بـی مـورِد
لـطـفـا" دیـگـَر سـراغ آن نَیـاییــد
حــَتـی بـا مـجـوز رَسـمـی اَز عـَقـل